ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
207
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
ساختهاند و اطراف آن را محجرها « 1 » كار گذاشتهاند و وسط آن حوض را مرتبه به مرتبه قدرى بلند كردهاند ، و روى مرتبهء آخر فوارهاى بتركيب غريبى كار گذاشتهاند ، آب از آن فواره مىجهد به تركيب سر و بسيار خوشتركيب كه چهل ذرع قد داشته باشد ، و داخل حوض مىشود . حوض ديگر ملاحظه شد به همين طريق و آب آن به طريق بيد مولد سرازير مىجهد و داخل حوض مىشود . ماهتابى ديگر ملاحظه شد ، تمام اطراف آن را فواره ، كار گذاشته بودند . و آب به تركيب گل لاله جستن مىكرد و بر زمين مىريخت و داخل باغ مىشد . از پلهء ماهتابى كه مىخواهند بالا روند ، دو شير از مفرغ « 2 » ساخته ، مقابل يكديگر خوابيده ، هريك جانورى در زيردست گرفتهاند ، و از اعضاى آنها نيز آب مىجهد . دو حوض بسيار بزرگ ديگر ملاحظه شد ، كه در وسط آنها فوارهها كار گذاشته بودند ، و به طريق چنار آتشبازى ، آب از آنها مىجست ، و داخل حوضها مىشد ، و از هريك به قدر چهل ذرع آب جستن مىنمود . و در بسيار مكانهاى ديگر ، در روى زمين آدمها از مفرغ « 2 » ساخته بودند ، و در روى سر آنها مجموعهها از سنگ گذاشتهاند ، و از وسط مجموعه به طريق حباب آب جستن مىكرد . و از اطراف مجموعه مىريخت . بعد از ملاحظهء آنها ، داخل عمارت ديگر شديم . پيش روى عمارت حوض بسيار بزرگى بود . شخصى سر حوض آمده ، زنگى در دست گرفته مىزد . آواز زنگ كه بلند شد ، ماهى بسيارى ، كوچك و بزرگ در روى آب آمدند . از جمله آن شخص كه بود ماهى را نشان داد كه از زمان پادشاهان قديم تا حال در اينجا مىباشد . و از پيرى سفيد شده بود ، و مىگفت كه اينها از سركار شاه ، جيره دارند . هرروزه ، دو وقت نان جيره به اينها داده مىشود . و اين زنگ را كه مىزنند ، نشان وقت صرف جيره آنهاست ، مىشنوند و مىآيند ، و جمع مىشوند ، و نان در آب ريخته آنها مىخورند و مىروند . ديگر ميز خانه در آنجا ملاحظه شد ، كه وقت صرف غذا در آنجا مىرفتند و غذا صرف مىنمودند . در اينجا چرخى و اسبابى ساختهاند ، كه در طبقه بالا در سر ميز هر كس نشسته خودبخود آن چرخ بدون اينكه كسى آمدوشد كند بشقاب غذا را از زير به بالا ميبرد ، و از بالا به زير مىآورد ، و در پيش روى هر كس قرار مىگيرد ، و هر چه مىخواهند صرف مىنمايند ، و احتياج به آوردن و بردن كسى نيست . همچنين در اين باغ ، آبهاى جارى ، و فوارهها ، به اقسام تركيبات غريبه و عجيبه ، و عمارات عالى و تماشاگاهها ، بيحد و بىنهايت است . بسيار جاها ، آب از زمين بيست ذرع مىجهد ، و زمين باغ را آب مىپاشد . بعد از گردش و ديدن اين مكانها ، معاودت به مكانى كه صبح فرود آمده بوديم ، نموديم . و در آنجا غذا صرف كرديم . جمعى مقلد اروس آمده ، دو قلادهء خرس آوردند كه آنها را رقص و مقلدى آموخته بودند . قدرى بازى كردند . صاحبى ايلچى انعامى
--> ( 1 ) - متن : معجرها . ( 2 ) - متن : مفرق